تيري كه به طرف دشمن رها ميكنيد...
شهيدجوادگلمحمدي در15سالگي مسئول انجمن اسلامي هنرستان شهيدباهنرنقده بودوقتي به جبهه جنوب اعزام شديم مداوم تكرار ميكردخداوند ميفرمايد:تيري راكه به دشمن شليك ميكنيد خداآنراهدايت ميكندشمافقط شليك ميكنيد.وقتي عمليات فتح المبين شروع شدتنگه رقابيه آزادگشت
معناي سخن اوراخوبتر متوجه شديم. خدايا24000كشته واسير وزخمي صداميان كاركيست؟باديدن اين همه تلفات اوبازآيه«مارِميت اذرميت»را تكرارميكرد
وبه ماهم توصيه ميكردوهرگزغرورش رانديديم .بعداز مرخصي دوباره اعزام شديم
ودر مرحله دوم عمليات بيت المقدس شركت كرديم
يك روزقبل ازعمليات وقتي پاتك سنگين 50تانك زرهي دشمن راجواب داديم اوبسيارمريض بودولي پشت خاكريز جانانه دفاع ميكرد.بعدازشكست دشمن
درپاتك اورابه پشت جبهه جهت مداوافرستاديم حدود ده كيلومتر به عقب برگشت وساعاتي بعددستورعمليات رسيد،موقع حركت من اسلحه وكوله آرپي جي اورابرداشتم وكيلومترها ازپشت خاكريزها وشيارهاي پيچ درپيچ
به دشمن نزديك شديم ارتفاع خاكريزها كمترازقد مابودودربعضي جاها بريده داشت دشمن ميديد كه به اونزديك ميشويم مداوم ميزد وهمه جارابه آتش بسته بود
لبه خاكريزهائيكه ازپشت آن حركت ميكرديم آماج رگبارسنگيني بود خدايا دشمن ازحمله خبرداردوكاملاً آماده است چگونه فتح خواهيم كرد؟
دل به خداسپرديم زيرا ماوسيله ورضايت اوهدف است وتنها اوضامن پيروزي است وبس. درتاريكي شب پشت خاكريزي، نمازمغرب وعشارابنابه
دستورفرماندهي نشسته خوانديم تا تير نخوريم كسي آرام دست دردوشم
گذاشت وگفت عسگر سلاح وكوله ام دست شماست اوجوادگلمحمدي بود،خدايااينجا كجا واو كجا؟او خيلي بامافاصله داشت چگونه خودرا
به مارسانده است؟سلاحش راازمن تحويل گرفت وراهي شديم ساعتي نگذشت پشت خاكريزآخركه100متربادشمن فاصله داشت رسيديم بادستورفرماندهي باتكبيربلند به قلب دشمن زديم ميان دوخاكريزقيچي شكل قر ارگرفتيم دنيايي
ازآتش بود روي خاكريز چندين پدافند هوايي23ميليمتري
وچندين پدافند هوايي شيليكاي چهارلول ودوشكاهاي بيشمار و...بود
كه كارميكردند، عراقيهاساعتي مقاومت كردنداماباآتش رزمنده گان وياري خدا
مجبوربه فرارشدند وخاكريزهاپشت
سر هم فتح شدند وقتي صبح شدپشت خاكريزي باارتفاع كمترازقدانسان رار
داشتيم دشمن پاتك سنگيني راشروع كردمقاومت عجيبي داشتيم نتوانست بگيردعلاوه برآتش مسقيم تانكها كه خاكريزراسوراخ ميكردزمين وآسمان رابه توپ وخمپاره بسته بود، بااصابت خمپاره اي ديدم محرم غفاري،نجفعلي شوكتي و جوادگلمحمدي نقش برزمين شدند،وبه وجه الله نظركردندوبه آسمان پركشيدند.
شهيد محرم غفاري عكس وسطي وجانباز علي داوطلب وسمت چپ رزمنده نجف آروند

او (جواد)باحال بيماري آمدوازهمه جلوترزد.
وقتي لايق شهادت شده است بيماري ومسافت مانع نميشودمعبود
ومحبوب خودصدايش مي زند.آنگاه به يادحديث قدسي افتادم:
من طلبني وجدني،من وجدني عشقني،من عشقني عشقت،
من عشقت قتلت،....
آري عزيزان شرط شهادت لياقت است آنگاه خداازميان بنده گانش بهترين را
برميگزيند وازدروازه بهشت برينش بنده گاني رااجازه عبور ميدهد كه لياقت لازم پيداكرده اند والاخيلي هامنتظر شهادت بودندوآنجاصف بسته بودند.




